به گزارش مهر، اعتیاد به مواد مخدر
بلای خانمانسوزی است که کیان خانواده و جامعه را مورد تهدید قرار داده و
عدم برخورد به موقع و اثربخش با این پدیده نابهنجار اجتماعی ـ که تصاویر
زیر تنها بخشی از آنچه در سطح شهر می گذرد را نشان می دهد ـ ضمن کاستن از
قبح این ناهنجاری اجتماعی موجبات نا امنی و مزاحمت برای شهروندان را فراهم
کرده است... امیدواریم مسئولان پرتعدادی که وظیفه برخورد با پدیده شوم
اعتیاد را دارند، از جمله ستاد مبارزه با مواد مخدر و ناجا و... به
مسئولیت خود عمل کنند.
مصرف مواد در کنار منازل مسکونی ـ توزیع چای و مواد غذایی بین مصرف کنندگان مواد مخدر
|+| نوشته شده توسط
بنفشه الیاسی در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389
|
داشتيم به دوستان و آشنايان
سفارش تلفني ميكرديم كه اگر اين روزها در خيابان با كسي قراري ميگذاري،
مثل مجسمه سرجات نايست، چون دارند مجسمهها را ميدزدند و هنوز بر احدي
معلوم و محرز نشده كه اين كار از كجا آب ميخورد، كه خبر دادند چه
نشستهاي كه كابلهاي مخابراتي منطقه هفت و هشت تهران هم به سرقت رفت. از
قرار معلوم، بر اثر اين سرقت كه نيروي انتظامي از آن اظهار بياطلاعي
كرده، 9 هزار خط تلفن ثابت مشتركان تهراني در مناطق هشلهفت (هشت و هفت)
مذكور از بيخ قطع شده است. به طور قطع، هنوز كسي مسووليت آن را به عهده
نگرفته است.
تك مضراب: ظاهرا به جاي خارج شدن 5 ميليون نفر از تهران، فعلا دست به نقد، دارند مجسمهها و كابلهاي مخابراتي مشتركان تهراني خارج ميشوند!
واقعا نميدانيم اين دوربينهاي
نصب شده در تمامي خيابانها دارند چه كار ميكنند. نكند اصلا كار
نميكنند؟ يا نكند آنقدر دور بين هستند كه نزديك را نميتوانند
ببينند؟!... به هر حال يك نفر برود اين دوربينها را چك كند. چطور بعضيها
هميشه ادعا ميكنند كه: «جنبيدن هر پشه عيان در نظر ماست»؟.... البته
اشكال از كمبود جمعيت هم هست. خطابم به آنهايي است كه معتقد به كنترل
جمعيت از راه دور هستند. اگر الان تعداد نفوس بيشتري داشتيم، تعداد بيشتري
از مردم ميتوانستند مواظب كوچه و خيابان باشند و فشردگي جمعيت به حدي
باشد كه هيچكس نتواند چيزي بدزدد! اين طوري ميشد مچ آن افراد محدود و
معدود را كه دستشان كج است، گرفت و رسواي خاص و عامشان كرد؛ بدون شطرنجي
كردن صورتشان در تلويزيون!
اظهار نگراني: اگر
همينطور پيش برود ــ كه انشاءالله نميرود ــ و جلوي اين سارقان مجسمه و
كابل و درپوش آهني كانالهاي فاضلاب شهري و گاردريلهاي سطح بزرگراهها و
خيابانها و امثالهم گرفته نشود؛ عنقريب همين كابلدزدهاي ذكر شر شده،
دكلدزد خواهند شد. حالا ببينيد ما كي گفتيم! (پيش خودتان باشد؛ يك غريبي
چند شب پيش وارد شهر شده و چون هوا خوب بوده در يكي از پاركها دراز
كشيده. متاسفانه صبح كه از خواب پا شده، ديده كه زيرش آجر گذاشته و يكي از
جفت كليههايش را بردهاند!)
هشدار لازم:
سر چشمه شايد گرفتن به بيل
چو پر شد نشايد گذشتن به پيل
بدزدند فردا يكي جرثقيل
گر امروز پيدا نشد دستهبيل!
پيشنهاد فوري: از
آنجا كه فعلا كسي از دزدان مجسمهها و سارقان كابلهاي مخابراتي تلفن
مشتركان هيچ خبري ندارد و البته حق هم دارند؛ چون زمان كافي ميخواهد و
دوره كارآگاه شرلوك هلمز و پوآرو و درك و خانم مارپل و كارآگاه علوي
خودمان، اين قبيل عزيزان گذشته است؛ پيشنهاد ميشود براي پيدا شدن دزدان
جايزه بگذارند. اگر چيزهايي را كه بردند پس بياورند؛ دو برابر قيمت چيزي
كه بردند، مبالغي به صورت خشكه دريافت دارند. گاهي با تفاهم، همه چي قابل
حل است. فقط سوءتفاهم نشود!
رضا رفيع
اقتباس از : روز نامه ی جام جم 19 اردیبهشت 89
|+| نوشته شده توسط
بنفشه الیاسی در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389
|
ديگر يك معلم نيستم تا خودم را در كنارت جوان ببينم و در عطر خنده هايت غرق شوم
با شيطنت هايت اخم كنم و زماني كه در روياهايت سير ميكني با فريادي به كلاس بازت گردانم.
ديگر يك معلم نيستم تا در دقايق بعد از درس برايت حافظ باز كنم ، نگفته
هاي چشمانت را بخوانم و با لبخندي پوز خند آلود زمان عاشقيت را در آينده
ببينم.
ديگر يك معلم نيستم تا براي دستبند نگيني سبزم بهانه اي بتراشم و تو با لبخند پر معنايت دستم را بخواني.
دلم برايت تنگ مي شود براي خاطرات هشت سال معلم بودنم كه لاي كتاب هاي درسي به يادگار مي گذارم .
افسوس كه دسيگر معلم نيستم...
پ.ن: اخراج نشدم به دليل مخالف دروغ بودن ترجيح دادم استعفا بدم
|+| نوشته شده توسط
بنفشه الیاسی در یکشنبه بیستم دی 1388
|